ابراهيم عاملي ( موثق )
12
تفسير عاملي ( فارسي )
پس تأويل نه مختصّ بآياتى معين است و نه مدلول لفظ را نشان مىدهد بلكه نمودارى حقيقى است كه به صورت الفاظى در جمله اى آمده است . « وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ » 7 مجمع در ارتباط اين جمله اختلاف است كه مربوط به قبل است تا معنى شود : ( تأويل قرآن را خدا ميداند و ثابتين در علم ) و يا آغاز جمله است تا چنين معنى شود : ( فقط خدا تأويل قرآن مىداند و راسخين در علم از اين مباحث دم نمىزنند و مىگويند اينها از جانب خدا است . ) و اكثر مفسّرين معنى اوّل را اختيار كردهاند و گفتهاند : مقصود از راسخين اصحاب پيغمبر و مفسّرين اوّل هستند ، از ابن عبّاس نقل شده است ما راسخين در علم هستيم . ولى در تفسير تنوير المقباس فيروزآبادى كه از تفسير ابن عبّاس است معنى دوم را پسنديده و گفته است : راسخين در علم يعنى عبد اللَّه بن سلام و ديگر علماى يهود كه اسلام پذيرفتهاند مىگويند اين آيات قرآن از جانب خدا است . تفسير صافى : كتاب كافى از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام نقل كرده است : راسخين در علم كسانى هستند كه همه كس آنها را عالم مىدانند . و از امام صادق ( ع ) نقل كرده است : ما راسخين در علم هستيم و ما تأويل قرآن را مىدانيم . « وَما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الأَلْبابِ » 7 فخر : اين جمله ستايشى است از خداوند براى مؤمنين خردمند كه آنها را توصيف مىكند به اين كه عقل و خرد خود را در فهم قرآن به كار مىبرند و آنچه با دليل و علم و فكر توانستند بفهمند از محكمات است و آنچه پس از فكر و دقت باز هم نفهميدند از متشابهات خواهد بود و عقل و ايمان آنها راهنمايشان هست كه تصديق كنند اينها كلامى است كه در آن تناقض نيست و بيهوده گفته نشده است و البته معنى صحيح دارد كه آنها نتوانستهاند بفهمند . « لا تُزِغْ قُلُوبَنا » 8 طبرى شهر بن حوشب از مادر مؤمنين امّ سلمه روايت كرده است : پيغمبر مكرّر مىگفت : يا مقلَّب القلوب ثبّت قلبى على دينك و اين آيه را قرائت مىفرمود : * ( ( رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا - ) * تا آخر آيه ) . فخر معنى كرده است : راسخين در علم پس از ايمان بمحكمات و متشابهات